تبليغاتX
شاهد عینی

شاهد عینی

بررسی منتقدانه اخبار و رویدادهای روز

چه بگویم و چگونه ....

آنچه این روزها در کشور می‌گذرد نيازمند تحليل و موشكافي دقيقي است. من نيز به نوبه خودم نقه نظراتي دارم كه خيلي دوست دارم آنها را با خوانندگان اين وبلاگ به اشتراك بگذارم خصوصاً اينكه بعضاً نقطه نظراتي را از دوستانم در نوشته‌هاي وبلاگهايشان مي‌بينم كه در مورد بعضيشان حرفها و نكاتي دارم. ولي چنان فضا بسته و شرايط در كشور غير عادي است كه سر سوزن انتقادي و تحليلي از جنسي ديگر با باتوم و حبس و گلوله جواب داده مي‌شود.

مرا دردي است اندر جان اگر گويم زبان سوزد و گر پنهان كنم ترسم كه مغز و استخوان سوزد ....

برنامه‌اي براي مهاجرت در ذهن داشتم كه با توجه به اتفاقات پيش آمده آن را سرعت داده‌ام و به احتمال زياد در آينده‌اي نزديك به ناچار جلاي وطن خواهم كرد، در آن زمان  بيشتر خواهم نوشت و مشاهدات خود از وقايع اين روزها و تحليل‌هاي خودم را در اين وبلاگ خواهم گذاشت.

+ نوشته شده در  شنبه بیستم تیر 1388ساعت 10:36  توسط گمنام  | 

در ایران چه می‌گذرد؟

۱- يك هفته مانده به دهمين انتخابات رياست جمهوري ايران. شور و شوق عجيبي سراسر كشور را فراگرفته است. همه جا بحث‌ انتخابات داغ است و هر جا كه مي‌روي افراد در حال بحث و صحبت در مورد نامزدها و برنامه‌هاي آنها هستند و از نامزد مورد علاقة خود حمايت مي‌كنند. فضا تقریبا دو قطبی کامل شده٬ موسوي - احمدي نژاد. هواداران هر یک نيز خود را برندة قطعي انتخابات مي‌دانند.

۲- روز جمعه ۲۲ خرداد، شور و شوق عجيبي سراسر كشور را فراگرفته است. از همان ساعات اوليه صبح حوزه‌هاي راي‌گيري مملو از جمعيت است و بسياري كه در ساعات اوليه هم براي راي دادن رفته‌اند زمان طولاني در صف ايستاده‌اند. خود با حضور در حوزه‌هاي مختلف شاهد صف‌هاي طولاني بودم. در تماس تلفني با دوستان وضعيت ساير حوزه‌هاي تهران و شهرستان‌ها را جويا مي‌شوم همه جا شلوغ است و مشاهدات حاكي از برتري آقاي مهندس موسوي است.

۳- ساعت حوالي نيمه شب جمعه، ويژه برنامة بي بي سي فارسي آغاز شده و اولين نتايج شمارش آرا در روي صفحه نقش مي‌بندد. نتایج اولیه حاکی از برتری مطلق ا.ن در شمارش اولیه است وضعیتی که در ساعات بعد نیز ادامه می‌يابد. ساعت حوالي ۳ بامداد تلويزيون را خاموش مي‌كنم و سعي مي‌كنم كه بخوابم. حدود ۶:۳۰ صبح هراسان از خواب بيدار مي‌شوم و به سرعت تلويزيون را روشن مي‌كنم، از اين ساعت تا عصر شنبه كه نتيجة انتخابات مشخص مي‌شود دائم در حال پي‌گيري نتايج از طرق مختلف هستم.

۴- مردمي كه تصور مي‌كنند كه نتيجة اعلام شده با خواست آنها مطابقت ندارد حيرت زده و خشمگين هستند. در حال بازگشت از جلسه‌اي در عصر شنبه با جوانان و مردمي برخوردم كه مبهوت از نتيجه اعلام شده بودند و تقريبا در تمام مسيرم تا دفتر در مناطق مختلف در خيابان حضور داشتند. البته در اين بين عده‌اي از جوانان نيز كه پرخاشگر تر از بقيه بودند خشم خود را با روشن كردن آتش نشان مي‌دادند.

ادامه دارد ....

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم خرداد 1388ساعت 21:35  توسط گمنام  | 

مانیفیست انتخاباتی

این روزها بازار مناظره و بحث و جدل در واپسین روزهای باقیمانده به انتخابات داغ داغ است. هر چند قصد داشتم که در این انتخابات له یا علیه هیچ یک از نامزدها چیزی ننویسم ولی آنچه دیشب در مناظره کروبی و احمدی نژاد گذشت مرا واداشت تا من نيز دغدغه‌هاي شخصي خود را از ذهن خارج و با دوستانم در ميان بگذارم.

آنچه من در سيماي احمدي نژاد و نحوه بيان او در هر دوي مناظره‌هاي انجام شده تاكنون ديدم جز شكست براي او و هوادارانش چيزي نبود. شايد احمدي نژاد به مدد بي فرهنگي و عقب ماندگي بخش بزرگي از جامعه ما پيروز اين انتخابات باشد - هر چند آرزو مي‌كنم كه اين موضوع به حقيقت نپيوندد - ولي اين پيروزي هزينه سنگيني براي نظام جمهوري اسلامي داشته است. هزينه‌اي كه هنوز چرايي پذيرش آن از سوي بزرگان نظام براي من سوالي بي جواب است. متاسفانه احمدي نژاد با هزينه كردن از آبروي ۳۰ ساله نظام سياسي ايران در حال عوامفريبي بزرگي است. او با دروغگويي و جعل واقعيت در مقابل ديدگان مردم با صداي رسا به طبقه متوسط و نخبگان جامعه اعلام مي‌كند كه من به مدد همين عقب ماندگي و جهل مردم بدون نياز به حمايت شما راي خواهم آورد.

چندي پيش متني را مي‌خواندم در مورد اميركبير  كه در سوگ مرگ فرزندان مردمي كه از روي جهل فرزندان خود را آبله نكوبيده بودند و عزيران خود را از دست داده بودند مي‌گريست و خطاب به ميرزا آقاخان گه علت را جويا شده بود گفته بود:

تا زماني كه ما سرپرستي اين ملت را بر عهده داريم، مسئول مرگشان ما هستيم. ميرزا آقاخان آهسته گفت: ولي اينان خود در اثر جهل آبله نكوبيده‌اند امير با صداي رسا گفت: و مسئول جهلشان نيز ما هستيم. اگر ما در هر روستا و كوچه و خياباني مدرسه بسازيم و كتابخانه ايجاد كنيم، دعانويس‌ها بساطشان را جمع مي‌كنند. تمام ايراني‌ها اولاد حقيقي من هستند و من از اين مي‌گريم كه چرا اين مردم بايد اين قدر جاهل باشند كه در اثر نكوبيدن آبله بميرند.

متاسفانه اين مردم در اثر جهل خود يك بار گول وعده‌هاي توخالي احمدي نژاد را خورده‌اند و اگر اين بار نيز وي موفق شود كه راي آنها را بدست آورد بايد بپذيريم كه ايران رو به تباهي است و اميدي به بهروزي آن نمي‌رود چرا كه فرودستان در اكثريت‌اند و نخبگان در اقليت!!! و از همه بدتر اينكه اين طبقه نخبه قدرت تآثيرگذاري بر طبقات پايين را نيز از دست داده است.

آرزو مي‌كنم كه برداشت من غلط باشد و شاهد رشد و بالندگي بيش از پيش ايران زمين باشيم.

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم خرداد 1388ساعت 11:0  توسط گمنام  | 

مدیرکل فرودگاه های استان فارس برکنار شد

مدیرکل فرودگاه شیراز به دنبال توقف يك هواپيما براي سوار شدن معاون رئيس جمهور در هنگام take off بركنار شد.

به گزارش سایت نزدیک به زاکانی نماینده تهران، مجید حجازی مدیرکل فرودگاه شیراز در پی اتفاقات اخیر در پرواز شماره 234 هواپیمایی ایران ایر از مبدا شیراز به مقصد تهران برکنار شده است.

برکناری حجازی از این سمت از سوی یکی از مسئولان ارشد دولتی در حالی صورت گرفته، که گفته می شود دستور توقف هواپیمای مسافری در هنگام take off برای سوار شدن یک مسافر (معاون علمی رئیس جمهور) از سوی مقامات ارشد استانی صادر شده بود.

در همین حال، شنیده شده مدیرعامل شرکت فرودگاه های کشور نیز بابت این موضوع توبیخ شده است.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1388ساعت 9:33  توسط گمنام  | 

پوپوليسم در فوتبال

در آذر ۸۷ و در پی رفتن افشین قطبی از ایران مطلبی را نوشتم با عنوان لمپنيسم بر تمامي مناسبات اجتماعي امروز ايران سايه افكنده است! که در آن به تحلیل این موضوع از منظری اجتماعی پرداخته بودم و نقش و تاثیر لمپنیسم حاکم بر مناسبات اجتماعی امروز ایران را در این پدیده کاویده بودم. هفته گذشته و در پي بركناري علي دايي از سمت سر مربيگري تيم ملي همگان ديديم كه چگونه پوپوليسم حاكم بر فضاي اجتماعي و سياسي امروز كشور به حوزه فوتبال نيز نفوذ كرد و در اقدامي حيرت انگيز سر مربي تيم ملي كه يك شبه به اين مقام رسيده بود به اشاره‌اي از اين مقام بركنار شد. من به شخصه با انتصاب علي دايي به عنوان سر مربي تيم ملي موافق نبوده و مخالفت خود را بارها نيز اعلام نموه بودم چرا كه فكر مي‌كنم علي دايي به عنوان يكي از بازيكنان افتخار آفرين فوتبال كشور نبايد به ارزاني خرج شود. او با گذراندن دوره‌هاي مربي گري و كار در كنار بزرگان اين حوزه به عنوان دستيار مي‌توانست يكي از مربيان به نام ايراني شود و مانند بسياري ديگر از مربيان به نام دنيا در سطح ملي افتخارات بسياري را كسب كند. به همين دليل با بركناري وي آن هم به اين شكل بيش از انتخابش مخالفم چرا كه آن را اقدامي خارج از اصول و اخلاق دانسته و تصور مي‌كنم كه علي دايي در اين بين قرباني ندانم كاري هاي ديگراني شد كه به دليل اغراض شخصي او را در مقابل افشين قطبي به ميدان فرستادند و امروز كه بيش از هر زمان ديگري بايد حمايتش مي‌كردند تنها براي كاستن از فشار افكار عمومي بر خود و در راستاي سياست‌هاي پوپوليستي خود او را سيبل قرار داده و خود در پشت او پنهان شده‌اند.

اما چه مي‌شود كرد كه بعضي براي حفظ مقام و منزلت خود حاضرند به هر ابزار و وسيله‌اي دست بيازند شايد كه چند صباحي ديگر بتوانند در مقام خود باقي بمانند. اما اين بار برخلاف دفعات گذشته كه سازمان تربيت بدني با دخالت در امور فدراسيونها خود راسا اقدام به تصميم گيري مي‌نمود، رياست جمهور شخصاً وارد عمل شده و بلافاصله در اولين جلسه هيات دولت در سال جديد به اين موضوع پرداخته بود و جالب آنكه بلافاصله پس از اين جلسه و درست در عصر همان روز فدراسيون كه تا ساعاتي قبل حمايت خود را از علي دايي به عنوان سرمربي تيم ملي اعلام كرده بود حكم اخراج وي را صادر نمود.

به واقع اين اقدام غير از عوامفريبي چه دستاورد كوتاه مدت و بلند مدتي مي‌توانست داشته باشد؟! موضوعي كه به بهترين نحو در برنامه چهارشنبه شب نود نيز نمود يافت. بيش از ۵۸ درصد از ۳ ميليون و اندي شركت كننده در مسابقه پيام كوتاه اين برنامه عملكرد سر مربي را تنها دليل اتفاقات اخير تيم ملي مي‌دانستند. در حاليكه اكثر قريب به اتفاق كارشناسان اين برنامه و متخصصاني كه مورد سوال قرار مي‌گرفتند نقش فدراسيون را بسيار بالاتر از سرمربي ارزيابي مي‌‌كردند!!

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم فروردین 1388ساعت 11:40  توسط گمنام  | 

اول دفتر به نام ايزد دانا ....

سال نو را به همة دوستان و همراهان اين وبلاگ تبريك گفته و سالي سراسر شادي و موفقيت براي تك تك شما عزيران آرزومندم. در پی اتفاقات و رویدادهایی که در روزهای پایانی سال گذشته و در آغازین روزهای نوروز امسال در حوزه اندیشه و مطبوعات به وقوع پیوست در سال جاري نيت كرده‌ام که تا حد ممكن به موضوعات اجتماعی پرداخته و تا حد ممكن از موضوعات سياسي پرهيز نمايم. هر چند اين موضوع را بزرگان ديگري كه موي خود را در اين حوزه سپيد كرده بودند بارها به من متذكر شده بودند.

اما در اين آغازين پست سال ۸۸ در راستاي احترام به نظرات خوانندگان و نيز بهبود و اصلاح مشكلات و كمبودهاي اين وبلاگ بسيار خرسند خواهم شد اگر نظرات خود را در خصوص مطالب و پست‌هاي قبلي با من در ميان بگذاريد. براي صرفه جويي در وقت و نيز تسهيل حضور شما در اين نظر سنجي بد نديدم كه سوالاتي را مطرح نمايم. لذا در صورت تمايل به شركت در نظرسنجي تنها شمارة مورد نظر خود را در پاسخ خود ثبت نماييد. اگر چنانچه خارج از اين موضوع نكته يا نظري داشتيد كه فكر مي‌كنيد بنده را در بهبود اين وبلاگ ياري خواهد داد سپاسگذار خواهم شد اگر در كنار شمارة ارسالي متن مكتوب خود را نيز درج فرمائيد.

۱- اصلا تو را چه به وبلاگ نويسي! تعطيلش كني بهتره.

۲- خيلي به سياست گير ميدي، كمتر سياسي بنويس.

۳- پست‌هاي سياسي‌ات خوب است ادامه بده.

۴- در حوزه اجتماعي خيلي تبحر نداري اين حوزه را به اهلش واگذار كن.

۵- تحليل‌هاي اجتماعي‌ات خوب است، آنها را ادامه بده.

۶- به موضوعات اجتماعي بيش از سياسي بپرداز

۷- به موضوعات سياسي بيش از اجتماعي بپرداز

۸- بخش مرور رويدادها خوب بود ادامه بده.

۹- رويدادها را در سايت‌هاي خبري دنبال مي‌كنيم نيازي به تكرار آنها در اينجا نيست.

۱۰- پست‌هايت خيلي طولاني هستند كوتاهتر بنويس.

مجددا آرزو مي‌كنم كه سالي سراسر شادي، موفقيت و كاميابي پيش رو داشته باشيد.

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم فروردین 1388ساعت 10:51  توسط گمنام  | 

بودجه 88 و چالش‌های پیش رو

مجلس دیروز در اقدامی شگفت انگیز در هنگام آغاز بررسی لایحه بودجه ۸۸ رای به حذف بند مربوط به هدفمند کردن یارانه‌ها داد. این طرح که بسیاری از اقتصاد دانان اثرات تورمی آنرا بر اقتصاد این روزها بیمار کشور بسیار مخرب ارزیابی می‌کردند٬ در هنگام بررسی لایحه بودجه در کمیسیون تلفیق نیز محل مناقشه بسیاری در بین نمایندگان شد و نهایتاْ با نامه رئیس جمهور و تهدید به بازپس گیری لایحه از مجلس٬ کمیسیون آنرا تصویب کرد. ولی در صحن علنی٬ نمایندگان در اقدامی سنجیده با این موضوع مخالفت کرده و رای به حذف آن از لایحه بودجه دادند. این بند که بسیاری معتقدند ابزار مناسبی در اختیار دولت برای تحقق شعار انتخاباتی بر زمين مانده‌اش در خصوص نقدي كردن يارانه‌ها و آوردن پول نفت بر سر سفره مردم قرار مي‌داد دولت را نه تنها در اين زمينه با مشكل مواجه كرده بلكه بخش عمده‌اي از درآمدهاي دولت را كه از طريق افزايش قيمت حامل‌هاي انرژي در اين بند بودجه پيش‌بيني شده بود محقق نخواهد كرد. حال بايد ديد كه بودجة ۸۸ كه به اعتقاد كارشناسان با خوش بيني تنظيم شده و در وضع موجود نيز با احتمال عدم تحقق بخشي از درآمدها و كسري بودجه روبرو بوده با حذف اين بخش عمده از درآمدهاي پيش‌بيني شده به چه سرانجامي خواهد رسيد. اما هر اتفاقي كه در طي اين چند روز در صحن علني مجلس در خصوص بودجه بوقوع بپيوندد و نهايتاً بودجه با هر تركيبي كه تصويب و به دولت ابلاغ شود سال آينده سالي سخت براي كشور خواهد بود. سالي كه امواج سهمگين سونامي اقتصادي جهاني مرزهاي كشور را در نورديده و مردم اثرات آن را بر زندگي روزمرة خود احساس خواهند كرد. از اين رو رئيس جمهور آينده ايران هر كسي كه باشد بايستي برنامه‌هاي مشخصي براي عبور از اين بحران داشته و با استفاده از خبرگان و كارشناسان و نيز پرهيز از شعارهاي پوپوليستي و عوام فريبانه تمام همت خود و تيمش را معطوف به برنامه‌ريزي در اين خصوص نمايد.
+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم اسفند 1387ساعت 11:50  توسط گمنام  | 

حوادث و رویدادهای اخیر

در روزهای اخیر اتفاقات عدیده ای در کشور و منطقه به وقوع پیوسته که هر یک به نوبه خود بسیار جالب و به طرز عجیبی مرتبط به هم بودند از آن جمله:

۱- آقای ناطق نوری در مصاحبه ای موضوع مالكيت ايران بر بحرین را مجددا مطرح نمود. البته این موضوع تازه ای نبود و سال گذشته آقای شریعتمداری در سرمقاله ای در روزنامه وزین کیهان این موضوع را در مقابل ادعای اماراتی‌ها در خصوص جزایر ایرانی مطرح کرده بود. کشورهای عربی از این حرف سخت برآشفتند و علیه ایران اتخاذ موضع کردند. البته تنها کشوری که موضوع را خیلی جدی گرفت و از حرف فراتر رفت مراکش بود که ابتدا سفیر خود را فراخواند و حال هم روابط سیاسی خود با تهران را قطع نموده است.

۲- هفته گذشته در شرم الشیخ مصر نشستی به منظور جلب کمکهای بین المللی برای بازسازی غزه شروع شد که در آن هیاتهای بلند پایه سیاسی از هشتاد کشور جهان شرکت کرده و متعهد شدند مبلغ چهار میلیارد و 481 میلیون دلار به اقتصاد فلسطین و بازسازی غزه کمک نمایند. همچنین در هفته گذشته کنفرانس دیگری در تهران با موضوع حمایت فلسطین برگزار گردید. (بيانيه پاياني کنفرانس حمايت از فلسطين درتهران )

۳- آقاي خاتمي در هفته گذشته سفرهاي استاني خود را آغاز كرد. اخبار و شنيده ها حاكي از استقبال گرم مردم از ايشان در شهرهاي شيراز، اردكان، ياسوج و چندين شهر ديگر بوده است. هرچند متاسفانه نيروي انتظامي شيراز به دليل ترافيك به ايشان مجوز سخنراني در شاهچراغ را نداد!!

۴- آقاي كرباسچي در اقدامي بسيار عجيب و باورنكردني به ستاد آقاي كروبي رفته و گفته مي‌شود كه قرار است كه رياست ستاد ايشان را بر عهده بگيرد. اين در حالي است كه حزب ايشان اعلام كرده كه از آقاي خاتمي حمايت خواهد كرد!!! واقعاً همه چيزمون به طرز خنده داري مسخره است. يه حزب از يه كانديدايي حمايت مي‌كنه و بعد دبيرش ميشه رئيس ستاد انتخابات رقيبش و جالبه كه آب هم از آب تكان نميخوره.

۵- دادگاه جنایی بین المللی در لاهه هلند حکم بازداشت عمر البشیر رئیس جمهوری سودان را به دلیل نسل کشی و کشتار در دارفور صادر کرد. ایران این حکم را به رسمیت نشناخته و آقای لاریجانی رئیس مجلس ایران برای حمایت از بشیر راهی خارطوم شد.

۶- سلام فیاض نخست وزیر دولت خودگردان فلسطین در پی آغاز مذاکرات آشتی ملی در مصر از مقام خود استعفا کرد. البته محمود عباس از وی خواسته تا به ثمر رسیدن مذاکرات در پست خود باقی بماند. ظاهراْ حماس از این موضوع استقبال زیادی نکرده و آن را حرکتی نمایشی خوانده است.

۷- «مورگان چانگرای»،نخست وزیر زیمبابوه روز جمعه گذشته در تصادفی جاده‌ای به شدت زخمی شد در عین حال همسر چانگرای در این حادثه جان سپرد. 

۸- آخرین و جالب ترین موضوع اینکه پیمان مویدی از بخش ورزشی شبکه فارسی تلویزیون بی بی سی مستندی را به نام امپراطور سرخ تهیه کرده که حاصل سه روز گفتگوی وی با افشین قطبی مربی سابق تیم پرسپولیس است که در دبی ضبط شده است. ديدن اين برنامه را كه قرار است دوشنبه همين هفته (فردا) ساعت 18:30 به وقت تهران از بي بي سي پخش شود به همه دوستان توصيه مي كنم، قطعاً ناگفته هايي از پشت پرده فوتبال ايران را بيان خواهد كرد.

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم اسفند 1387ساعت 11:17  توسط گمنام  | 

واقعیت موجود افغانستان و تصویر ما از آن

دیشب یه مناسبت هشتم مارس (روز زن) برنامه آپارات بی بی سی فارسی مستندی به نام ۲۵٪ را که در مورد زنان نماینده در مجلس افغانستان بود پخش کرد. امیدوارم که دوستان این برنامه را دیده باشند و اگر موفق نشده اند حتما توصیه می کنم که در هفته آینده تکرار این برنامه را ببینند.

اما چیزی که در این برنامه برای من بسیار جالب بود و توجه من را به خودش جلب کرد نه موضوع فیلم که در مورد جایگاه زنان در صحنه سیاسی افغانستان و بررسی جایگاه آنان در جامعه این بار از منظری متفاوت.  هر چند این موضوع برای بیننده ای که تصویری دیگر از زن افغانی در ذهن خود دارد بسیار حیرت انگیز است. بلکه آنچه مایه حیرت من بود عمق فاصله ای بود که در میان آنچه از رسانه های ما درباره افغانستان و وضعیت اجتماعی آن منتشر می شود و آنچه در حال حاضر در آن کشور وجود دارد. البته در هنگام مشاهده اخبار از شبکه های خبری بین المللی بارها شاهد تصاویری متفاوت از کابل و دیگر شهرهای این کشور بوده ام ولی هربار با خود می اندیشیدم که احتمالا برای ضبط چند دقیقه خبر گوشه ای دنج را یافته اند و برنامه خود را ضبط کرده اند. ولی در کمال حیرت در این فیلم مستند که از زاویه دوربین یک افغانی تهیه شده بود و به گوشه و کنار این کشور رفته بود متوجه شدم چه اندازه تفاوت هست بین آنچه واقعا آنجا میگذرد با آنچه ما در ذهن خود داریم. آنچه در ذهن من و بسیاری دیگر از ایرانیان از افغانستان وجود دارد وضعیتی اسفناک است که مردم همچنان درگیر عواقب جنگ بوده و گو اینکه آرامش هنوز در این کشور فراهم نشده و مردم با بدبختی و فلاکت دست و پنجه نرم می کنند. هرچند هنوز مردمی که در این فیلم هم دیده می شدند با مشکلات عدیده ای از قبیل فقر و بیکاری و بی آبی و کمبود امکانات دست و پنجه نرم می کردند ولی به وضوح نشانه های حرکت رو به تعالی و پیشرفت در این کشور دیده میشد. مکان های تمیز٬ خیابانها و ساختمانهای نوساز٬ مدرسه٬ مجلس و ... همه و همه از مواردی بودند که متاسفانه در تصاویری که از رسانه های ما در مورد آن کشور پخش می شود اثری از آنها دیده نمی شود.

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم اسفند 1387ساعت 22:58  توسط گمنام  | 

فیلمی مستند از بی بی سی در مورد حضرت مسیح ...

دیشب فیلمی مستند از بی بی سی دیدم با عنوان آیا مسیح مُرد؟ (?Did Jesus die) (اطلاعاتی در مورد فیلم در سایت شبکه چهار تلویزیون بی بی سی)

واقعاْ فیلم بسیار جالج و در عین حال تکان دهنده ای بود. برای من به شخصه که هر آنچه درباره حضرت عیسی می دانستم تنها از دریچه آموزش هایی بود که در مدرسه داشتیم و جسته و گریخته آنچه درباره ایشان در قران خوانده ام دانستن این مطالب خیلی جالب بود.

موضوع اصلی فیلم همانگونه که از نامش پیداست بررسی این پرسش است که آیا واقعا حضرت عیسی در روی صلیب مرده است و مطابق آنچه مسیحیان اعتقاد دارند پس از قراردادن در قبر زنده شده٬ عروچ کرده و به بهشت رفته و یا نه زنده مانده است و آنچه مسیحیان به عنوان قیام (Resurrection) و نیز صعود وی به آسمان (Ascension_of_Jesus) از آن یاد می کنند صحیح نبوده و وی در هنگامی که از صلیب پایین آورده شده هنوز زنده بوده است.

دیدن این فیلم را به همه دوستان توصیه می کنم.

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم اسفند 1387ساعت 18:30  توسط گمنام  |